|
امروز تولد وبلاگ سرمستان است.اینکه تا چه حد موفق بودم را نمی دونم اما چیزی که در طول یکسال نوشتم عشق وارادتم نسبت به هنر مندی بوده که در اکثر لحظه های زندگی همدم وهمراهم بوده وبا نفسش همیشه جانی دوباره گرفته ام وهر روز سرمست تر از گذشته با نفس مسیحیایش زندگی کرده ام. آنزمان که این نغمه خوش بر دلم نشست: از آنزمان که چو خواجو عنان دل به تو دادم آری در زیباترین لحظه های زندگی مهمان تو بودم مهمان صدای گرم تو که می گفتی صدایم کن.از کاروان عشقت به مقام صبر رسیدم شور عشق تو در رگهایم دوید ونیلوفرانه وجودم در هم پیچید ومستانه پی تو دویدم. شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست
از دوستان محترمی هم که در طول یکسال با نظرات ارزشمندشون بنده را همراهی کردند
هم بسیار ممنون وسپاسگزارم.
همچنین لازم میدونم از دو دوست گرانقدر جناب آقای شهاب احمدی که درنوشتن
چند پست بنده را همراهی کردند وهمچنین سرکار خانم ضرابی که یاریگر بنده بودند
نیز سپاس ویژه داشته باشم.
انشالله نفس گرم استاد همیشه در گوش جانمان طنین انداز باشد
وهمچنین امیدوارم در دومین سال تولد سرمستان هم در خدمت عزیزان ودوستان باشم.
شما را به شنیدن یکی از آوازهای زیبای استاد دعوت می کنم:
یاحق
فلک به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل دانش وفضلی همین گناهت بس ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در طی دو سه روز گذشته در یکی از وبلاگها مطلبی عنوان شد که نویسنده آن با عنوان ناشایستی نسبت به جناب افتخاری سعی در زیر سوال بردن هنر وشخصیت ایشان داشت.بنده هم ابتدا در حد یک تذکر برای ایشان نظر گذاشتم که با زدن پستهای اینچنینی باعث نشویم که میدان برای بی حرمتیها باز شود وعده ای در پی دشمن تراشیهای بیهوده نسبت به طرفداران اساتید بزرگوار بر آیند. چرا که اگر در جمله نویسنده دقیق شویم به نکته خاصی نمی رسیم .به جز بوی کینه ودشمنی. در ادامه من متذکر شدم که تیتر جنجالی نوشتتون را اصلاح کنید .چرا که اصلاشایسته نیست. تیتری با عنوان شاگرد پرمدعا وتهمت به شجریان که باز نویسنده همان وبلاگ قسمت اول تیتر رو حذف کردند.ومن باز به ایشون متذکر شدم که قصد شما از زدن این پست چی بوده ؟آیا حتما شما باید این مطلب رو می زدید ؟چرا دوست دارید جنجال سازی کنید وبعد برای این نوشتتون تبلیغ کنید که جناب افتخاری فلان جمله را به استاد شجریان گفتند.شما چقدر ایشون را می شناسید؟هنرمندی که همیشه وهمه جا اذعان کردند که احترام به اساتید وپیشکسوتها همیشه در درجه اول باید قرار بگیرد. به هر حال همین نویسنده بنده را متهم کرد که شما چشمتان را به روی حقایق بسته اید. ووقتی بنده دیدم که چنین نظری برای من ایشون نوشتند برای ایشون نظر گذاشتم که: کمال سر محبت ببین نه نقص گناه که هر که بی هنر اوفتد نظز به عیب کند ودر ادامه باز ایشون نوشتند که: نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سکندری داند اما خدای من گواهست که بنده قصد لجبازی به هیچ وجه نداشتم که ایشون را محکوم کنم که به داشتن بی نزاکتی وبی ادبی اما وقتی می بینم که به هنرمندان این سرزمین از روی غرض اینگونه بی احترامی میشود وزحمات چندین ساله آنها با بی احترامیهای اینچنینی زیر سوال می رود سکوت را واقعا جایزنمی دانم. من تنها جناب افتخاری مد نظرم نیست. من به تمامی اساتیدی که با خون دل پاسدار فرهنگ وهنر این مرزوبومند احترام میگذارام و از توهین برخی آشفته می شوم. ودر آخر من به این نویسنده وبلاگ نوشتم که : حافظا علم وادب ورز که در مجلس شاه حالا ایشان به خاطر پاسخ من پست جدیدی نوشتند و مصداق شعر حافظ را کامل به جا آوردند. هنرمند نماها وهاله تقدسhttp://awazedel.blogfa.com/ وباز یکی دیگر از همفکران ایشان مطلب فوق العاده وبی اساسی نوشتند که چیزی جز بوی عقده و حقارت به مشام نمی رسد. http://www.iranava.blogfa.com/ امیدوارم که زبان توهین وتمسخر هیچگاه موجب بی احترامیها نشود. از دوستان محترم خواهشمندم نظرات خودشون را حتما عنوان بفرمایند. آیا واقعا انتقاد به جا با توهین کردن یکیست؟ آیا معنای این عمل تقلید وتعصب کور کورانست؟!! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ برگرفته از میان کامنت ها ... به دليل نگاه واقع بينانه سركار خانم ضرابي مدير وبلاگ قلندروار توجه دوستان را به نظر ايشان جلب ميكنم. * * * آنچه در وادی هنر موسیقی و آواز در این دیار نباید پیش می آمد؛متاسفانه رخ نمایانده و آن اتفاق نامبارک نیزافتاده ؛ظهور پدیده نفاق و دودستگی در میان مخاطبان و گاه اهالی موسیقی حادثه ای است که هیچکدام ازما درجایگاه نقد منطقی و منصفانه نیستیم چون عاطفه و حس دلبستگی مفرط نمی گذارد ؛ منطق عقلی و نظری پا به میدان قضاوت گذارد. می دهیم که حکم نصب و عزل برای هنرمندان صادر کنیم؟! می توانم بگویم برای توهین یا زیر سوال بردن ما حق دست درازی به طور مستقیم نداریم.چون این یعنی از میان رفتن قبح مسئله و ریختن حرمت؛ یعنی بازی با حیثیت فرهنگی سرزمین مان ... مورد بررسی قرار گیرد؛ نه هتاکی به شخص هنرمند.علیرضا افتخاری و محمد رضا شجریان بازوان توانای هنر آواز این مرز و بوم هستند؛این دو هنرمند روزی در جایگاه شاگرد و استاد؛برای خود خاطراتی ارزشمند دارند هنرمند راهمچنان درکنار هم بخواهیم نه درمقابل هم. نظرات شخصی که برگرفته از احساسات رقیقه هر یادداشت را دارد. یک مست می شوق در این میکده ها نیست ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
|
About![]()
Archivesمهر 1388شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 Links
سایت استاد علیرضا افتخاری |