"نگاهي به اثر فاخر خروش بحر"

یادداشتی که دوستان محترم ملاحظه می کنند چندی پیش به قلم دوست عزیز و بزرگوار
جناب آقای شهاب احمدی نوشته شده بود که در این پست به مناسبت ماه محرم لازم دیدم
قرار بدم تا دوستان استفاده کنند.
در طول تاريخ به قيام حضرت ابا عبدالله الحسين(ع) بر ضد حكومت فاسد
اموي از زواياي مختلفي نگريسته شده است.
اما بدون شك قيام آن حضرت كه براي زنده نگه داشتن دين جد
بزرگوارش صورت گرفت حقيقتي است كه با هيچ زباني قابل توصيف نيست.
در اين ميان هنرمندان اين مرزو بوم نيز از گذشته تا به امروزوبه سهم خود
تا آنجا كه توانسته اند با هنر خود به بيان وقايع رخ داده در محرم الحرام
سال شصت ويك هجري پرداخته اند،
برخي از دريچه عالم سينما برخي از دريچه هنرهاي نمايشي وتعزيه خواني
برخي با هنر نگارگري وبسياري نيز با هنر والا ومتعالي موسيقي،
چه بسا كه تعزيه خواني وتعزيه گرداني نيز كه در واقع تركيبي است از
هنرهاي نمايشي وآواز والحان موسيقي اصيل ايراني از ديرباز در
اين مملكت رواج داشته ودر اهميت آن همين نكته بس كه بسياري از
اساتيد موسيقي اين سرزمين معتقدند يكي از مواردي كه تا به امروز باعث زنده ماندن
دستگاهها و رديفها ی آواز ايراني بوده همين هنر تعزيه خواني مي باشد كه در آن
براي بيان صحنه هاي رخ داده در روز عاشورا از الحان مختلف آواز ايراني استفاده
ميشود.
اما اين يادداشت نه براي بررسي هنر تعزيه خواني كه در
قلم ناتوان اين بنده حقير نمي گنجد وپرداختن به آن در حيطه ي اختيار اساتيد فن ميباشد ،
بلكه براي بررسي يكي از آثاري است كه به مناسبت ماه
محرم در سال ۸۶ به بازار موسيقي عرضه شد.
اثري با عنوان خروش بحر به آهنگسازي فردین کریم خاوری وبا صدای
هنرمند خوش الحان علیرضا افتخاری
صداي عليرضا افتخاري از آنچنان قدرت ودر عين حال
لطافتي برخوردار است كه مي تواند آثاري را عرضه كند كه هر چند از نظر فرم ومحتوا
نسبت به يكديگر مشابه نباشند اما در نهايت ميتواند موجبات علاقه واشتياق بيشتر مردم
وعلي الخصوص جوانان را به صدايش فراهم آورد.
اميدواريم كه اين هنرمند مردمي كشورمان بتواند سالهاي متمادي در
خدمت فرهنگ وهنر اين سرزمين كهن باشد.
اما در بررسي آلبوم خروش بحر ابتدا در مورد نحوه پخش اين اثر
بايد گفت كه متاسفانه پس از گذشت چند روز از آغاز محرم بسياري از صاحبان مراكز
عرضه محصولات فرهنگي وهنري از وجود چنين آلبومي اظهار بي اطلاعي مي كردند ،
شايسته است در چنين مواردي ناشران وتوزيع كنندگان اثاري كه قرار
است با حال وهواي ايام خاصي از سال هماهنگ باشد با دقت بيشتري عمل كنند تا
دوستداران موسيقي ايراني بتوانند بهره لازم را از اينگونه آثاري كه با
فضاي مذهبي تري سازگار است ببرند.
اما جلد و راهنماي اين آلبوم نيز نشانگر روح حاكم بر آن است زمانيكه
به سازهاي به كار گرفته شده در اين اثر نگاهي مي اندازيم متوجه مي شويم كه در آن
هم از سازهاي اصيل ايراني نظير سنتور كمانچه بربط سه تارو...
استفاده شده وهم از سازهاي محلي وبومي نظيردمام دهل تاس وسنج كه
تلاش آهنگساز براي استفاده از ظرفيتهاي مختلف موسيقي در بستر يك سازبندي مناسب را
نشان مي دهد.
اثر با تصنيفي در دستگاه معظم شور وبا شعر معروف وزيباي شيخ
اجل سعدي شيرازي آغاز ميشود:
اي ساربان آهسته ران كارام جانم مي رود
عليرضا افتخاري پيش از اين نيز اين شعر را روايت كرده است يك
اجراي قديمي به آهنگسازي مرحوم استاد عبدالحسين برازنده
وديگري با آهنگسازي هنرمند جوان وخوش آتيه همايون شجريان.
اين روايت سوم اگر چه ممكن است به زيبايي دو اثر قبلي نباشد
اما در نهايت جناب افتخاري توانسته به خوبي از پس اجراي آن بر آيد،
اين تصنيف در دستگاه معظم شور اجرا شده وهمانطور كه مي دانيم
فضاي حاكم بر آن حزن واندوهي است متعالي
به طوريكه مرحوم استاد روح الله خا لقي آهنگساز صاحب سبك كشورمان
در اين مورد فرموده اند"چه كسي است كه شور را بشنود ونواي غم انگيز آن را درك نكند "
پس از تصنيف ابتدايي قطعه آوازي به همراهي ني با شعري منسوب به بابا طاهر!
كه در مايه دشتي مي باشد اجراشده است آوازدشتي كه اززيباترين متعلقات دستگاه شور ميباشد
با حزن واندوهي بسيارودر عين حال ظرافت ولطافتي بيشمار مي تواند روايتگر فراق ودوري از يار باشد.
عليرضا افتخاري با آنكه درآمد دشتي را مانند گذشته اي كه از وي در اجراي
آوازهاي دشتي سراغ داريم به خوبي آغاز نمي كند اما به تدريج به همان
لحني كه از او انتظار داريم باز مي گردد ،
وآنرا تا انتها وگشتن در گوشه هاي مختلف به خوبي روايت مي كند .
اما اوج زيبايي اين شعر در جائيست كه شاعر صحراي كربلا را به نگارستان چين تشبيه مي كند
وسپس اذعان ميدارد كه آنجا نه نگارستان بلكه مشهد سلطان دين است وعليرضا افتخاري
نيز آن را با لحني زيبا روايت مي كند:
مگر اينجا نگارستان چين است
غلط گفتم ولي آن نه چنين است
كه اين قربانگه سلطان دين است
پس از قطعه آوازي تصنيفي در مايه شور ودشتي به نام سروخدا با
شعري ازمحتشم كاشاني شاعر نامي قرن دهم هجري وخالق مرثيه معروف"
با زاين چه شورش است كه در خلق عالم است"
آغاز مي شود عليرضا افتخاري اين شعر را با احساسي زيبا بيان كرده است:
خبر از رفتن ان سروروانم مدهيد
بیخودم من خبر از رفتن جانم مدهيد
آخرين تصنيف روي اول اين آلبوم نيز اثري است با عنوان خروش بحر با
شعري از محتشم كاشاني و در دستگاه چهار گاه ،
با آنكه چهارگاه به گفته ي برخي از اساتيد آواز حالتي پند دهنده و
نصيحت گونه دارد اما عموما" بيان كننده روحيات سلحشوري وجنگ آوري
وحتي لحني رجز گونه دارد بطوريكه در مراسم تعزيه خواني نيز اغلب لحن
حضرت ابوالفضل العباس به دليل شجاعت وشهامت ايشان در اين دستگاه مي باشد،
صداي عليرضا افتخاري به همراهي همخوان اثر وهمچنين نواي پر طنين
دف لحظات شور انگيزي را در اين قطعه پديد آورده است.
اما روي دوم اين آلبوم با تصنيف زيبايي از مهجور اصفهاني در
مايه افشاري و با نام فراق آغاز ميشود،
به باور شخصي نگارنده تصنيف فراق لطيف ترين وزيباترين اثر اين
مجموعه است.
عليرضا افتخاري نيز با سابقه درخشاني كه در اجراي آوازها
وتصانيف مختلف در مايه افشاري دارد اين بار نيز به نحو احسن آن را روايت كرده
است ضمن اينكه در بررسي اين قطعه وساير تصانيف نبايد از آهنگ
وتنظيم بسيار زيباي جناب فردين كريم خاوري بعنوان خالق اثر غافل شد
خدايا يار ما عزم سفر دارد در اين عالم
چه سازم از فراق او كه خون گريم از اين ماتم
واما آخرين تصنيف اين مجموعه به نام وداع ومجددا در دستگاه چهارگاه وبا شعري
از محتشم كاشاني است
براستي محتشم كاشاني يكي از بهترين شاعران ومرثيه سراياني است كه
در زمانه ي ما آنچنان كه شايسته نام اوست شناخته نشده است
ساربانا پرشتابان بار ازين منزل مبر بس خرابم من يك امروز دگر محمل مبر
واما در پايان گوش جانمان پذيراي قطعه كيميا گران مي شود كه
براستي يكي از زيباترين قطعات بي كلام ساخته شده در چند سال اخير است.
به نظر نگارنده كسي كه آن را براي مرتبه اول مي شنود احساس مي كند
بااثري از زنده یاد استاد پرويز مشكاتيان ويا استاد حسين عليزاده روبروست
اما واقعا مايه مباهات است كه هنرمندي جوان از خطه هنر پرور كردستان
خالق اين اثرزيباست آهنگسازي خروش بحر نشان داد كه جناب فردين كريم خاوري
آينده بسيار درخشاني درموسيقي اين مرز وبوم دارد.
اما در پايان وقتي مجددا نگاهي به قطعات وتصانيف موجود درا ثر مي اندازيم
به توالي هماهنگ انها با حادثه روزعاشورا بيشترپي مي بريم،
به طوريكه راوي در ابتدا از ساربان در خواست مي كند كه آهسته تر
حركت كتد چرا كه آرام جانش از نظرش دور ميشود.
راوي سپس سرروانش را توصيف مي كند واز سرگشتگي خود وبي خودي جان
ناله سر مي دهد ،
پس از آن معشوق را به دريايي خروشان توصيف مي كند وصحنه هاي روز عاشورا را به زيبايي
بيان مي كند كه از اين دوري چگونه خون مي گريد وديگر اميدي به زندگاني ندارد
ودر نهايت مي پذيرد با يارش وداع كند چرا كه او به سوي آسمانها رفته است...

دانلود تصنیف خروش بحر